اپلیکیشن شبکه جام جم
دریافت نسخه اندروید

مشاهده خبر

خانواده هنری تکاور و کوهنورد ناجی ایرانی در شب نشینی

کوهنوردی که در حادثه 5 دی جان 7 نفر را از مرگ حتمی نجات داد/ ماجرای فیلم برداری از یک سکانس دفاع مقدس که آقای کارگردان را تا مرز قطع نخاع شدن برد

در بخش اول گفت و گو حسام تهمتن کوهنورد ایرانی درباره حادثه 5 دی در رشته کوه دماوند که جمعی از کوهنوردان را دچار کولاک کرد گفت: قرار نبود در حادثه 5 دی عاملیتی رخ دهد و بعد از اینکه از کوهستان برگشتیم تازه فهمیدیم چه اتفاقی افتاده و زیر بار آن اتفاق خم شدم به همین دلیل گاهی بی خبری خوش خبری است.

خیلی خوشحال هستم که توانستم در حرکت اول جان یک نفر و در دومین حرکت جان شش نفر را نجات دادم. وقتی برای نجات رفتم تنها بودم اما قبل از آن همراه با یکی از دوستانم بودم.

وی افزود: در یک آخر هفته دی ماه بودیم داشتیم با دوستم یک دوره آموزشی را به صورت بنیادی مرور می کردیم. ابتدا وسایل کوهنوردی مجهز را تهیه کردیم و به همراه دوستم که سبب زنده ماندن من شد بودیم. او باعث شد این شانس را داشته باشم که آن روز به قله نروم و در مسیر بازگشت دچار حادثه نشوم در غیر این صورت من هم جانم را از دست داده بودم.

این کوهنورد ناجی بیان کرد: روز 5 دی طبق استاندارد، هواشناسی را بررسی کردیم همه چیز مرتب بود و روز قبل برف باریده بود و سرعت باد هم 25 تا 30 کیلومتر بود ولی وقتی وارد کوهستان در کلکچال شدیم ناگهان اتفاقات جدیدی افتاد؛ در این منطقه مهمانی عالی از کوهنوردانی با شرایط  لباس های کاملا حرفه ای داشتیم که همه چیز را می دانستند که در چه شرایطی قدم می گذارند و معمولا صعود زمستانی کوهنوردان حرفه ای به این منطقه پیش درآمدی است برای صعودهای مهم و اساسی شان به قله های برجسته. کیفمان با همه کوهنوردان کوک بود و وقتی باهم صحبت می کردیم دعوتمان به سلامت، دوستی و همراهی بود.

تهمتن ادامه داد: وقتی آرامش زیادی را می بینم نگران بعد از آن هستم. مثل آرامش و سکوت قبل از برف. ما هم در آن روز همین آرامش را تجربه می کردیم. وقتی روی یال زین اسبی رسیدیم اولین وزش های باد شروع شد. ما هم عادی گرفتیم و فکر کردیم که این باد طبیعی است اما وقتی روی زین اسبی ایستادیم دیدیم این باد از بادهایی نیست که به راحتی تمام شود. در کثری از ثانیه همه چیز عوض شد؛ بسیاری از دوستانی که برای صعود می رفتند در مدت زمان کوتاهی می گفتند که امروز روز صعود نیست. همه افراد را رصد اولیه کردیم که برگردیم.

وی اظهار داشت: یکی از نقطه ضعف های ما در کوهنوردی این است که زیرساخت دقیقی از تعداد نفرات و مکان دقیق کوهنوردان در کوهستان های ما نداریم. می دانستم که در این روز افراد زیادی قبل از من رفته اند، بیشتر صبوری کردم و شاگردم را مرخص کردم تا برود و بتوانم با تمرکز بیشتر در منطقه جست و جو کنم.

این کوهنورد معروف عنوان کرد: در این زمان به ارتفاعی نزدیک به 70 متر بالاتر رفتم چون احساس می کردم افرادی بالای کوه هستند که درگیر بوران کوه شده اند. در کولاک می دیدم که یخ و برف و سنگ در هوا شناور است و شلیک می شود در حدی که فکر می کردم کسی برای جلب توجه به من سنگ می زند اما شرایط را که فهمیدم تشخیص دادم که نمیتوانم برای محافظت از خودم روی زمین چمباتمه بزنم. اصولا در کوهنوردی هایم در برف هایم کرامپون، عینک طوفان و بادگیر را می پوشم. همه چیز همراه داشتم و بر فضا تسلط داشتم.

تهمتن در ادامه گفت: در جایی دیدم که جان خودم هم در خطر است و از خودم شرمنده شدم و نتوانستم بالاتر بروم. برگشتم و یک نفر را دیدم که با حالت غرق شده در استخر دست و پا می زند. نزدیک او شدم و مانند کسی که نمی دید ولی به دنبال صدای گم شده ای می گشت به دنبال صدای من بود. مرا قسم می داد و به طرز جالبی خواهش ها التماس های عاجزانه داشت که کمکشان کنیم. وقتی یکی از کوهنوردان را به خودم بستم، سرپایش کردم، کوله اش را حاضر کردم و به سمت پایین حرکت کردیم به او گفتم چرا عینک نداری او گفت عینکش را در کوله اش گذاشته است اما چون غافلگیر شده فرصت نداشته آن را به چشمانش بزند.

وی تصریح کرد: در کوهستان یک باد بالای 100 کیلومتر و دمای حسی منفی 40 که دمای فریز شدن را به منفی 5 دقیقه می رساند دلیل موجهی برای غافلگیری و استفاده نکردن تجهیزات است.

این کوهنورد افزود: نفر اول را به پایین رساندم و در آن منطقه دیدم که شش نفر زمین گیر شده اند و دوستم کوروش آن ها را دیده بود ولی علی رغم داشتن تجهیزات، تجربه کافی برای نجات آن ها نداشت. آن شش نفر را هم سر پا کردم و به آن ها اطمینان دادم که مسیر را می دانم. آن لحظه به بعد را تا پایین با وجود اینکه صعودهای بسیاری به این منطقه داشتم و بیست دقیقه قبل با چشمان باز آن منطقه را آمده بودم به کمک GPS بازگشتم.

در بخش دوم گفت و گو مسعود تکاور نویسنده و کارگردان سینما گفت: مرسوم و معمول این است که نور بالاترین سرعت را دارد اما من فکر می کنم بالاترین سرعت را ذهن دارد. این موضوع آدم را به واقعیت نزدیک می کند و ادامه این تلاش به موفقیت منجر می شود و به نظر من هنوز هم نویسندگی جایگاه ویژه ای به نسبت کارگردانی دارد.

تکاور تصریح کرد: کشف و شهود در نویسندگی به مراتب جذابتر از کارگردانی است که در لحظه نویسندگی بسیار خاص است. سریالی را به کارگردانی علیرضا مفیدی به نام «روزی عقابی» کار می کردیم این کارگردان بسیار آرام بود اما برای یکی از سکانس های این فیلم به اندازه ای هیجان داشت که هر کسی را مشتاق می کرد.

وی افزود: پسرم هجده ساله بود که به فرانسه رفت. پسر دیگرم با کمپانی آرت فرانسه گفت و گو داشت که اولین سریال اینستاگرامی را پایه گذاری کرد و حالا قصد دارد در فرانسه فعالیت کند.

این فیلمساز ایرانی بیان کرد: وقتی کار آدم عشق آدم می شود همه چیز به آن عشق بر می گردد. کار رکن اصلی ادامه زندگی یک خانواده است که وقتی مرد یا زنی کار می کند هدفش می شود و به او انگیزه می دهد و باعث می شود نشاط و روحیه خوب را داشته باشد. همکاری من و همسرم در فضای کار شرایط اصطکاک خود را دارد که لازمه حرکت است ولی نیازمند منطق و روند توجیهی برای پروژه است که مبنای اصلی ما در دل کارها همین بوده است.

تکاور اظهار داشت: دو شخصیت در سینما هستند که با هم برخورد زیادی دارند ولی به شدت به نفع هم فکر می کنند و آن ها کارگردان و تهیه کننده هستند. کارگردان چیزهایی را برای بهینه کردن فیلم می خواهد و تهیه کننده می خواهد کارش موجز و با صرفه جویی در هزینه باشد و همیشه این موضوع در سینما بوده است.

وی خاطر نشان کرد: انتخاب سوژه های ما هم با کارگردانم در برخورد بود. در بسیاری از مواقع خوب بود اما گاهی هم سخت بود. هر مردی در زندگی عواید و عواقب کارش را در خانواده اش می آورد اما حال و اکنونی که در آن کار کرده ایم خوب بوده است و وقتی که کارهایمان به ثمر می نشست لذت می بردیم. وقتی می بینم چیزی را خانوادگی خلق می کنیم لذت می برم و به من انگیزه می دهد.در دنیای کرونایی افراد به افسردگی می رسند اما کارهای هنری و کار با خانواده می تواند انگیزه بدهد.

این فیلمساز سینما با بیان خاطره ای از روزهای فیلم برداری یکی از فیلم هایش ادامه داد: یک بار می خواستم هجوم عراق به ایران را با ضربه شنی تانک روی خاک با حرکت آهسته فیلم به تصویر بکشم. وقتی تانک می خواست به زمین بخورد گفتم می خواهم اینجا فیلم برداری کنم روی تانک رفتم تانک به زمین افتاد و باعث شد دوتا از مهره های گردنم به همراه نخاعم آسیب ببیند که با عمل های جراحی متعدد توانستم دوباره بهبودی پیدا کنم. در فیلم برداری یک بار هم یکی از پرده های گوشم را از دست داده ام.

تکاور عنوان کرد: وقتی برای دفاع مقدس شرایطی خاص را به تصویر می کشیم، احساس می کنیم اثرمان لبخند و شادی می آورد و حس خوبی را القا می کند. برایمان لذت بخش است حتی اگر گردن و گوشمان را از دست بدهیم.

وی افزود: همیشه شبکه جام جم را دوست داشتم چون غربت با قاف و غین توفیر بسیاری دارد؛ قربت یعنی هیچ زمینی به اندازه کشور خودمان زمینش سفت نیست. به کشورهای زیادی رفته ام و غربت غریبانه هموطنانم را در خارج از مرزهایمان درک می کنم ولی ایران چیز دیگری است. زیبایی این است که بتوانیم خانوادگی آثار هنری را تولید کنیم.

در ادامه گفت و گو همسر مسعود تکاور گفت: همیشه در کنار همسرم بوده ام و قبل از آشنایی با او نمایش کار می کردم حالا هم چهره پرداز هستم و کارهای تولید، تهیه و مجری طرح را در کنار او انجام می دهم. من قدیمی تر از همسرم هستم اما به دلیل وظیفه مادرانه ام کمتر کار کردم.

وی در خصوص تداخل وظیفه مادری با کار هنری اش بیان کرد: بچه هایم از ابتدا که دست چپ و راست را شناختند با من و همسرم به لوکیشن می آمدند. بچه هایم پرستار نداشتند چون نمی توانستم به کسی اعتماد کنم و به بچه هایم عشق زیادی داشتم نمی توانستم آن ها را به دست کسی بسپارم.

در بخش پایانی گفت و گو آریا تکاور فرزند این خانواده هنری نیز ادامه داد: 24 ساله هستم و چند کار را به عنوان تدوینگر و صداگذار در کنار پدرم بودم. دو سال و نیم در فرانسه رشته بیولوژی درس خواندم.همیشه دوست داشتم که در خانواده هنری بودم و اینکه بازیگرها را می دیدم و در محیط کار بودم بسیار حس خوبی داشت.

گفتنی است؛ برنامه «شب نشینی» از دوشنبه تا پنجشنبه هر هفته ساعت 23:30 به وقت تهران و 21 به وقت وین بر روی آنتن شبکه جهانی جام جم می رود و تهیه کننده این برنامه نیز علی شعبانی است. اطلاعات بیشتر درباره «شب نشینی» و مهمان های برنامه هر روز در صفحه اینستاگرامی @shabneshini.irani بارگذاری می شود.

آخرین اخبار

حضور رکورددار دارنده مدارک تحصیلی در شب نشینی تفاوت مخاطبان داخل و خارج از کشور از نگاه وحید رونقی بررسی آخرین تحولات غزه در کنکاش ژرفا و سبک زندگی شب نشینی با یک میهمان خوش صدا تئاتر؛ بازیگر را نمک گیر می کند سوگواره ای از کرمانشاه قطعه ای دیگر از روایت غمبار نینوا ژرفای 22مرداد با محوریت تاریخ و تمدن بازیگر ترورشده سریال بچه مهندس به استودیوی شب نشینی می آید نگاهی به نقش عاشورا در هویت‌یابی دینی نوجوانان «صبح پارسی» فردا میزبان کارشناس گل و گیاه است نگاهی بر نقش صنعت گردشگری در دنیا ژرفا و مبانی اندیشه دینی و اعتقادی قطعه ای عاشورایی از شمال کشور در باب روایت کربلا مسافری از ژاپن در شب نشینی امشب با مقوله گردشگر مذهبی بیشتر آشنا می شویم. اهمیت هویت دینی در خانواده با الگوبرداری از مکتب حسینی نقش اهمیت علوم پایه در پیشرفت جوامع پخت فطیر حلوا در بخش آشپزی خانه مهر چرا حضرت زینب (س) از جهاد امام حسین (ع) حمایت کرد؟ ژرفا و حکومت دینی شب سیزدهم محرم منتسب به بانوی آب و آیینه آیین بیل زنی قطعه ای دیگر از روایت کربلا سوگواره ی حسین در مرکز اسلامی لندن صبح پارسی چهارشنبه میزبان رییس دانشگاه شهید بهشتی «شب نشینی» امشب میزبان استاد خوشنویسی و نقاشی حماسی می‌شود نگاهی به آیین‌های عزاداری استان خوزستان صبر حضرت زینب (س) یک ویژگی انسان‌ساز و پربرکت برای بشریت است ژرفا با محوریت اندیشه ورزی روایت قطعه ای از کربلا با تعزیه شب دوازدهم محرم منتسب به مرد محراب و سجاده ؛سیدالساجدین (ع) آداب مداحی در خوزستان شب نشینی امشب میزبان یک همکار مطبوعاتی است یکی از اهداف قیام عاشورا حفظ حقانیت اسلام بود ژرفا با محوریت شعر و ادبیات غروب کربلای خونین، قطعه ای جانگداز از یک روایت شب یازدهم و غربت شام غریبان سوگواره ی حسین در مرکز اسلامی لندن امشب استودیوی شب نشینی حال و هوای عاشورا دارد ماجرای ۱۰ سال اسارت از زبان جانباز دوران دفاع مقدس شب دهم و روضه حرم ابا عبدالله علیه السلام ژرفا با محوریت هویت و فرهنگ قطعه یک روایت از صفویه تا یزد لبیک یا حسین (ع) حسین گاردی که بود؟ نگاهی به روایت شهادت حضرت علی اکبر (ع) در ظهر عاشورا سوگواره ی حسین در مرکز اسلامی لندن ژرفا و سبک زندگی باید اتمسفر دنیای معاصر را به نقاشی قهوه خانه ای وارد کرد. شب نهم؛ منتسب به سقای آب و ادب

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها